تسنیم

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به: ناوبری، جستجو
Icon-encycolopedia.jpg

این صفحه مدخلی از دانشنامه جهان اسلام است

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)


تَسنیم؛ چشمه ای در بهشت، مذکور در قرآن کریم.

واژه تسنیم در زبان عربی[ویرایش]

تسنیم، از ریشة «سنم»، در لغت به معنای «بزرگ شدن کوهان شتر» و نیز «بزرگ و مهتر قوم گردیدن» است. از این ریشه، سنام به معنای کوهان شتر و جمع آن به صورت اَسنِمه بکار رفته است. در زبان عربی به قبری که مسطح نباشد قبر مُسَنَّم می گویند، بنابراین در معنای تسنیم نوعی رفعت و بلندی ملحوظ است.[۱] در نهج البلاغة (خطبة 4) نیز کلمة تَسَنَّمْتُم بکار رفته است.

بنا به توصیف قرآن کریم از بهشت رجوع کنید به آنان در باغهای پرنعمت الاهی بر کرسی های خود می نشینند و از شرابی سر به مُهر به نام رحیق سیراب می شوند. مُهری که بر این شراب نهاده شده از مُشک است و قرآن دسترسی به آن را سزاوار رقابت و مسابقه.[۲] این شراب در آمیخته با تسنیم است و تسنیم چشمه ای است که مقربان خدا از آن می نوشند.(سوره مطففین: 27ـ28)

چشمة تسنیم و شراب رحیق[ویرایش]

به نظر طباطبائی،[۳] بنابر توصیف قرآن چشمه تسنیم از شراب رحیق برتر است زیرا این شراب به سبب آمیختگی با تسنیم دلپذیر می شود و از طرف دیگر چون مقربان از تسنیم می نوشند، مرتبه آنان از نیکانی که با شراب رحیق سرمست می شوند، والاتر است. اما صرف آمیخته بودن محتوای رحیق با تسنیم و وصف قرآن کریم از این ترکیب نمی تواند دلیل برتری یکی بر دیگری باشد مگر آن که این برتری از طریق بعضی روایات اثبات شود یا از معنای کلمه مقربان برتری خاصی نسبت به معنای کلمه ابرار بدست آید.

توصیف تسنیم[ویرایش]

در توصیف تسنیم گفته اند که نهری است جاری در هوا (شاید مراد بالا باشد) و هنگامی که اهل بهشت بخواهند، در ظرف آنها ریخته می شود .[۴] از ابن عباس و ابن مسعود روایت کرده اند که تسنیم نام آبی است که از زیرعرش روان است و بهترین نوشیدنی بهشتی و از مصادیق آیه هفدهم سوره سجده است که می گوید: «فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما اُخْفِیَ لَهُم مِنْ قرة اَعْیُن...».[۵] از آیات قرآن و نوشته های اکثر مفسران بدست نمی آید که محتوای چشمة تسنیم آب است یا نوشیدنی دیگر ولی پاره ای از مفسران و مترجمان، ناخودآگاه کلمة آب را به نام تسنیم افزوده اند.[۶]

پانویس[ویرایش]

  1. ابوالفتوح رازی، ج20، ص191؛ نیز رجوع کنید به طوسی، ج10، ص303؛ ازهری، ج13، ص15، ذیل «س ن م».
  2. رجوع کنید بهمنان می داند مُطَفِفین: 26.
  3. ج20، ص239.
  4. طبرسی، ج10، ص693.
  5. طبرسی، همانجا؛ میبدی، ج10، ص419؛ نیز رجوع کنید به ابوالفتوح رازی، ج20، ص191ـ192.
  6. برای نمونه رجوع کنید به مراغی، ج30، ص82.


منابع[ویرایش]