بيعت

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
Icon-encycolopedia.jpg

این صفحه مدخلی از فرهنگ فقه است

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)

بیعت در لغت به معنای پیمان بستن بر فرمانبردارى و سپردن امور است.[۱] در متون فقهى بحثى درخور توجه از بیعت‌ نشده است، برخى به مناسبت در باب جهاد از آن یاد کرده‌اند.

تعریف بیعت

عبارت است از تعهد و پیمانى که بیعت‌ کننده با بیعت‌ شونده (امام، حاکم یا امیر) بر اطاعت و فرمانبردارى از او و سپردن امور خود به وى مى‌بندد.

اقسام بیعت

بیعت بر حسب مورد آن، گاهى عام است و گاهى خاص.

  1. بیعت عام عبارت است از تعهد بر اطاعت مطلق در تمامى زمینه‌ها و همه‌ی اوامر و نواهى. این نوع بیعت تنها با پیشوای معصوم مشروعیت دارد.
  2. بیعت خاص همچون بیعت با فرمانده بر جنگیدن، مقاومت کردن در برابر دشمن و فرار نکردن از جبهه.

احکام بیعت

  1. پس از تحقق بیعت، وفای به آن از نظر شرع به صریح آیات قرآن، [۲] واجب و نقض آن حرام است.[۳]
  2. مستحب است امام پیش از آن که سپاهیان را براى جهاد اعزام کند از آنان بر پایبندى به جهاد و ثبات قدم در برابر دشمن بیعت بگیرد.[۴]
  3. همچنین مستحب است حاکم یا امیر براى لشکر اعزامى به سوى دشمن چند فرمانده تعیین کند که به ترتیب، فرماندهى را بر عهده گیرند تا مشکلى براى سپاهیان پدید نیاید و از هر یک از آنان بر این امر بیعت بگیرد.[۵]
  4. اگر باغی در حال جنگ با نیروهاى اسلام اسیر گردد، بیعت با امام علیه السّلام بر او عرضه مى‌شود. در صورت پذیرش، آزاد مى‌گردد وگرنه در بازداشت مى‌ماند تا سرنوشت جنگ معلوم شود. پس از خاتمه‌ی جنگ اگر باغیان توبه کنند یا سلاح خود بر زمین نهند یا فرار نمایند در صورتى که هسته‌ی مرکزى - که بدان بپیوندند - نداشته باشند، باغى به اسارت گرفته شده آزاد مى‌شود ولى در صورت فرار باغیان و داشتن هسته‌ی مرکزى، در زندان مى‌ماند بلکه کشتن او جایز است.[۶] [۷]

پانویس

  1. لغت‌نامه دهخدا.
  2. سوره اسراء(۱۷)، آیه۳۴.
  3. کتاب البیع (امام خمینی)، ج۴، ص۱۵.
  4. تذکرة الفقهاء، ج۹، ص۴۹.
  5. کشف الغطاء، ج۴، ص۳۸۳-۳۸۴.
  6. المبسوط، ج۷، ص۲۷۱.
  7. تذکرة الفقهاء، ج۹، ص۴۲۳.


منابع