امداد مومنین

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به: ناوبری، جستجو
Icon-computer.png
این صفحه از یک منبع صرفا الکترونیکی در یکی از پایگاه های معتبر گرفته شده است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)


امداد خداوند به مؤمنين و ياري رساندن به آنان در شرايط و حالات مختلف به طور دائمي مي باشد كه چنين امدادي از طرف خداوند قطع نمي گردد، مگر اين که صفت ايمان از افراد جامعه سلب شود كه در چنين حالتي امدادي در كار نخواهد بود.

واژه امداد در لغت[ویرایش]

كلمه "امداد" مصدر باب "افعال" به معنی ياري رساندن و به فرياد رسيدن است، ياري رساندن ممكن است در راه خير باشد يا در راه شر[۱] و در اصطلاح به معناي ياري رساندن به صورت متصل، مداوم و پي‌ درپي مي باشد[۲] بنابراين امداد به ياري كردني اطلاق مي شود كه جنبه دائمي داشته باشد و به صورت مستمر ادامه يابد.[۳]

بحث تاريخي امداد مؤمنين[ویرایش]

قرآن كريم در آيات متعدد به تحقق تاريخي سنت امداد مؤمنين اشاره نموده است: «وَلَقَدْ أَوْحَيْنا إِلى‌ مُوسى‌ أَنْ أَسْرِ بِعِبادي فَاضْرِبْ لَهُمْ طَريقاً فِي الْبَحْرِ يَبَساً لاتَخافُ دَرَكاً وَلاتَخْشى»؛[۴] ما به موسي وحي فرستاديم كه شبانه بندگانم را (از مصر) با خود ببر و براي آنها راهي خشك در دريا بگشا كه نه از تعقيب (فرعونيان) خواهى ترسيد و نه از غرق شدن در دريا!».

«فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ بِجُنُودِهِ فَغَشِيَهُمْ مِنَ الْيَمِّ ما غَشِيَهُمْ»؛[۵] فرعون با سپاهيانش بدنبال ايشان حركت كردند، آب دريا فرعون و سپاهيانش را پوشاند و غرق كرد.

انواع امداد مؤمنين از ديدگاه قرآن[ویرایش]

امداد بيروني مؤمنين[ویرایش]

  • 1) امداد غيرطبيعي (بوسيله فرشتگان):

يكي از جنگهايي كه در صدر اسلام ميان مسلمانان و كفار اتفاق افتاد جنگ بدر بود كه خداوند در اين باره مي فرمايد: «إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَلَنْ يَكْفِيَكُمْ أَنْ يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُنْزَلِينَ»؛[۶] در آن هنگامي كه تو به مؤمنان مي گفتي: آيا كافي نيست كه پروردگارتان شما را به سه هزار نفر از فرشتگان كه (از آسمان) فرود مي آيند ياري كند؟

صاحب تفسير تبيان از ابن عباس، حسن، قتاده، مالك بن ربيعه و... نقل كرده كه امداد به واسطه ملائكه در روز بدر بود.[۷]

  • 2) امداد طبيعي:

خداوند در مورد امداد غيبي به واسطه فرستادن باد و طوفان، مي فرمايد: «..إِذْ جاءَتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً وَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها...»؛[۸] در آن هنگام كه لشكرهايي (عظيم) به سراغ شما آمدند ولي ما باد و طوفان سختي بر آنان فرستاديم و لشكرياني كه آنها را نمي ديديد.

امداد دروني مؤمنين[ویرایش]

  • 1) ايجاد آرامش روحي:

در مورد جنگ حنين خداوند به مؤمنين متذكر مي شود كه شما را در مراحل مختلف ياري رسانديم با اين كه داراي نيروي زيادي بوديد ولي در عين حال نتوانستيد بر دشمن غلبه كنيد، اما خداوند براي شما آرامش روحي ايجاد نمود: «ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلى‌ رَسُولِهِ وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَ أَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها...»؛[۹] سپس خداوند آرامش خود را بر پيامبرش و بر مؤمنان نازل كرد و لشكرهايي فرستاد كه شما نمي ديديد.

  • 2) ايجاد ترس و وحشت در دل كفار:

«سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ بِما أَشْرَكُوا بِاللَّهِ...»؛[۱۰] بزودي در دلهاي كافران، بخاطر اين كه بدون دليل چيزهايي را براي خدا همتا قرار دادند، رعب و ترس مي افكنيم.

شرائط امداد مؤمنين[ویرایش]

  • 1) کسب آمادگي لازم براي دفاع:

«وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَااسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّاللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ..»؛[۱۱] هر نيرويي كه در توان داريد، براي مقابله با آنها (دشمنان) آماده سازيد و (همچنين) اسبهاي ورزيده (براي ميدان نبرد) تا به وسيله آن دشمن خدا و دشمن خويش را بترسانيد.

كلمه "قوة" به معناي هر چيزي است كه با وجودش كار معيني از كارها ممكن مي‌گردد، قوه در جنگ به معناي هر چيزي است كه جنگ و دفاع با آن امكان پذير است، از قبيل انواع اسلحه و مردان جنگي با تجربه و داراي سوابق جنگي و تشكيلات نظامي.[۱۲]

  • 2) اطاعت از خدا و رسول و پرهيز از اختلاف:

«وَأَطِيعُوااللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَلا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ...»؛[۱۳] و (فرمان) خدا و پيامبرش را اطاعت نماييد و نزاع (و كشمكش) نكنيد تا سست نشويد و قدرت شما از ميان نرود.

  • 3) صبر و تقوا:

«بَلى‌ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ يَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمينَ»؛[۱۴] آري، اگر استقامت و تقوا پيشه كنيد و دشمن به همين زودي به سراغ شما بيايد، خداوند شما را به پنج هزار نفر از فرشتگان كه نشانه‌هايي با خود دارند، مدد خواهد داد!

پانویس[ویرایش]

  1. دهخدا، علي اكبر؛ لغت نامه دهخدا؛ تهران؛ انتشارات دانشگاه تهران؛ س1345، ج8، ص173.
  2. داور، پناه ابوالفضل؛ ‌انوارالعرفان في تفسير القرآن‌؛ تهران: انتشارات صدر، س1375ش، چ اول‌، ج‌6، ص444.
  3. طبرسي، فضل بن حسن؛ تفسير جوامع الجامع؛ ترجمه مترجمان، مشهد: بنياد پژوهشهاي اسلامي آستان قدس رضوي‌، س1377 ش، چ دوم‌، ج‌2، ص438.
  4. سوره طه، آيه77.
  5. سوره طه، آيه 78.
  6. سوره آل عمران، آيه 124.
  7. طوسي، محمد بن حسن؛ التبيان فى تفسيرالقرآن‌؛ تحقيق احمد قصير عاملي؛ بيروت‌، دار احياء التراث العربي، بي سا، بي چا، ج‌2، ص579.
  8. سوره احزاب، آيه 9.
  9. سوره توبه، آيه 26.
  10. سوره آل عمران، آيه 151.
  11. سوره انفال، آيه 60.
  12. علامه طباطبايی؛ ترجمه الميزان، ترجمه موسوي همداني، محمدباقر؛ قم: جامعه مدرسين، چ پنجم، بيتا، ج9، ص150.
  13. سوره انفال، آيه46.
  14. سوره آل عمران، آيه 125.

منابع[ویرایش]