شناسه ناقص است
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

ابوالقاسم سحاب

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو


دکتر ابوالقاسم سحاب از علمای قرن چهاردهم که در زمینه علوم فقه و اصول و علوم جدید از جمله علوم طبیعی و زبان انگلیسی و زبان فرانسه آشنایی کامل داشت و همچنین دارای ذوق شعری و استاد خوشنویسی بود.

ولادت

ابوالقاسم سحاب در سپيده دم جمعه 15 رجب 1304 ق. (20 فروردين 1266 ش) در روستاي فم از توابع شهرستان تفرش، در خانواده اي مذهبي ديده به جهان گشود و پدرش محمد زمان و مادرش حوّا را شادمان كرد. از همان كودكي آثار هوش و اشتياق به درس در وي نمايان بود؛ طوري كه در سه سالگي به مكتبخانه رفته و ساعت ها نظاره‌گر درس خواندن بچه‌ها بود.

تحصيلات

پدر كه متوجه ذوق و استعداد فرزندش بود، با وجود اين كه كشاورزي مختصري داشت و پرداخت مخارج مكتبخانه در توانش نبود؛ با صرفه جويي در مخارج منزل، شهريه استاد و وسايل تحصيل وي را فراهم نمود و او را در سن هفت سالگي به مكتب‌خانه روستا فرستاد.

استاد سحاب بعدها محل تحصيل دوران كودكي را اين گونه توصيف مي كند: «مكتب قديمه يا مكاني كه اين بنده را آنجا، تعليمات و مقدمات فارسي به زحمت ميسر و فراهم شد و قريب به سه سال در آنجا اتلاف وقت نمودم، عبارت بود از يك باب اتاق باريك و تاريك در حياطي كم وسعت. در اين مكتب عده‌اي بالغ بر هفتاد، هشتاد نفر متعلم از شش ساله و كمتر الي شانزده ساله و بيشتر، در اطراف بر روي كف اتاق نشسته و فرش آن عبارت بود از قطعات كهنه و پلاسهايي كه زياده مندرس بود».

او در اين مكتب‌خانه نزد ملاحسين شاهميري، معروف به كربلايي حسين، كتابهاي عم جزء، نصاب الصبيان و جامع المقدمات را آموخت و در كنار آن با مطالعه كتب متفرقه در زمينه‌هاي مختلف بر معلومات خود افزود. تسلط كامل وي بر كتب درسي باعث شد بعد از مدتي ملاحسين با تدريس او براي نونهالان موافقت كند و در عوض از پرداخت شهريه معاف گردد و اين، آغاز تدريس ابوالقاسم بود.

در سن 19 سالگي تصميم به فراگيري زبان عربي گرفت؛ ابتدا قسمتي از جامع المقدمات (شرح امثله و صرف مير) را نزد حاج شيخ رمضان (شوهرخواهر خود) فراگرفت و بعد از مدتي به محضر استاد ديگري به نام سيد علي اكبر سجادي راه يافت و از حوزه درس او كه از رونق خوبي برخوردار بود، نهايت استفاده را برد و در آنجا بقيه جامع المقدمات، سيوطي، شرح جامي، تهذيب المنطق، حاشيه ملا عبدالله و مطول را آموخت. هر روز صبحگاهان همراه سيد حسين خوشنويس مباحثه مي كرد و اوقات فراغت را به مطالعه در زمينه عقايد، روايات و اعتقادات و... مي پرداخت؛ به طوري كه هيچ وقت بيكار نبود.

وي بعدها درباره شيوه فراگيري دروس مي نويسد: «روش تحصيل من اين بود كه قبل از طلوع آفتاب از منزل خود تا منزل سيدِ استاد كه مسافتي بسزا داشت، در سرما و گرما بدون مسامحه مي رفتم و تا يك ساعت از آفتاب گذشته مراجعت نموده و به امر دبستان و تعليم شاگردان خود مي پرداختم. همچنين براي مطالعه و مباحثه و حفظ دروس جديت مي نمودم و مخصوصاً اوقاتي را كه براي برداشتن محصول و خرمن با والد به سر زراعت خود مي رفتيم، من كتاب خود را برده و با نور ماه و روشنايي مهتاب مطالعه مي نمودم و در صورت عدم امكان مطالعه به محفوظات خود مي پرداختم و قسمت عمده از صمديه و تهذيب المنطق و غيره را حفظ كردم».

ابوالقاسم كه تشنه علم بود، در كنار فراگيري دروس عربي از خواندن فقه و اصول هم لذت مي برد. وي كتاب فقهي تبصره مرحوم علامه حلي را نزد سيد علي اكبر سجادي و معالم الاصول و شرح لمعه را نزد ميرزا سيد محمد، امام جمعه تفرش آموخت. در سن 22 سالگي به يادگيري زبان فرانسه نزد سناءالدوله روي آورد و در مدتي اندك با تسلط كامل به زبان فرانسه صحبت مي كرد. وي ضمن يادگيري زبان فرانسوي، علوم جديد، حساب و جغرافيا را نيز نزد ايشان فراگرفت.

هجرت

ابوالقاسم در سن 24 سالگي، در سال 1328 ق، انديشيد كه در محيط كوچك تفرش امكان پيشرفت در همه زمينه‌هاي علمي ميسر نيست؛ از اين رو، براي تكميل دروس و طي مدارج بالاي علمي به تهران مهاجرت كرد و در بين راه براي اولين بار به زيارت بارگاه ملكوتي حضرت معصومه سلام الله علیها توفيق يافت.

پس از مدتي به مدرسه آليانس فرانسه كه به مديريت ميسوويژور فرانسوي اداره مي شد، وارد شد و پس از تكميل زبان انگليسي موفق به اخذ ديپلم گرديد. اشتغال وي به تحصيل علوم جديد، باعث دوري از فراگيري علوم اسلامي نشد؛ زيرا همزمان با تحصيل در مدرسه آليانس، وارد حلقه درس سيد عبدالرحيم دماوندي گرديده؛ فقه و اصول را ادامه داد و از محضر علماي طراز اول تهران، شيخ علي نوري و شيخ باقر معزالدوله استفاده كرد.

شور و اشتياق به تحصيل در وجود ابوالقاسم موج مي زد. گويي هيچ وقت از درس خواندن خسته نمي شد؛ به طوري كه در كنار تحصيل روزانه در كلاس‌هاي شبانه مدرسه دارالفنون حاضر شد و در آنجا به فراگيري شيمي، طبيعيات و فيزيك نزد دكتر مهدي خان، دكتر محمودخان و دكتر غلامحسين خان رهنما پرداخت.

در آن زمان يكي از برجسته‌ترين اساتيد فلسفه در تهران، مرحوم ميرزا ابوالقاسم تفرشي بود. ابوالقاسم تصميم گرفت با فلسفه و حكمت نيز آشنا گردد. از اين رو به حلقه درس وي وارد شد و كتابهاي «كلمات مكنونه» مرحوم فيض، منظومه، اسفار و شواهد الربوبيه ملاصدرا نزد وي را آموخت.

استاد سحاب علاوه بر زبان مادري (فارسي)، به زبانهاي عربي، انگليسي و فرانسه تسلط كامل داشت؛ به طوري كه متون عربي و انگليسي و فرانسه را به راحتي ترجمه مي كرد. وي همچنين به زبانهاي آلماني و لاتين آشنا بود و در سالهاي آخر عمر به آموختن زبان روسي روي آورد.

علاقه به هنر

او به هنر خوشنويسي علاقه اي وافر داشت؛ در سن 15 سالگي، نزد ميرزا عباسقلي - يكي از خطاطان معروف تفرش - رفت و به فراگيري خط پرداخت و در مدتي اندك به نگارش خطوط نستعليق، نسخ، ثلث و شكسته نستعليق تسلط يافت. وي پس از عزيمت به تهران، آموختن خط را نزد ملك الخطاطين ادامه داد و خود به درجه استادي رسيد.

وي همچنين علاقه زيادي به خواندن شعر و حفظ آن داشت و هنگامي كه ميرزا اسماعيل خان دبير[۱] در تفرش اقامت گزيد، وي نزد ميرزا نظم و نثر را آموخت. او به يُمنِ استعداد ذاتي توانست به خوبي از تجارب ميرزا اسماعيل خان بهره گيرد و در شعر تبحر بيابد. او در شعر، تخلص «سحاب» را براي خود برگزيده و مجموعه اشعارش وي در ديوان اشعار گرد آمده است كه براي نمونه چند بيت از آن ذكر مي شود.

در تهنيت شب ولادت امام حسين علیه السلام اين گونه آغاز مي كند:


يا رب اين شب چه شب است آن كه جهان مسرور است

عالمي رشك جنان است و زمين پرنور است

رحمت حق به زمين دمبدم آمد واصل از سما تا به سمك، خيل ملك شد نازل[۲]

قصيده‌اي در مدح حضرت امام رضا علیه السلام كه با اين بيت شروع مي شود:


اي خاك طوس! چشم مرا توتيا تويي زيرا كه مرقد شه خوبان، رضا تويي

استادان

استاد ابوالقاسم سحاب، براي كسب علم و دانش، نزد بسياري از معلمان و علما زانوي شاگردي زده است. در اينجا فقط نام اساتيدي كه علوم اسلامي را نزد آنها فراگرفته، ذكر مي شود:

  1. ملاحسين شاهميري
  2. حجت الاسلام والمسلمين سيد علي اكبر سجادي: استاد در شرح حال خود در مورد ايشان مي نويسد: «مرحوم سيد علي اكبر عالمي منيع و سيدي جليل و متبحر در فقه و اصول و ادب و از اهل سخن و كلام و صاحب منبر و محراب بود و اين بنده قسمت‌هاي مقدماتي را تا تحصيل علوم معقول و منقول در خدمت ايشان بودم».
  3. ميرزا سيد محمد: امام جمعه تفرش كه استاد ابوالقاسم سحاب از او به عنوان سيدي عارف و محقق ياد كرده است.
  4. حاجي عبدالرحيم دماوندي
  5. شيخ علي نوري
  6. شيخ باقر معزالدوله
  7. ميرزا ابوالقاسم فاضل تفرشي: وي شاگرد حكيم صهبا و محمدرضا قمشه‌اي بوده است.

ياران و دوستان

استاد ابوالقاسم سحاب علاوه بر معاشرت با همدرسان خود با تعدادي از دانشمندان مشهور آن زمان همچون: فخر داعي گيلاني، علي اكبر دهخدا، حاج آقا احمد عراقي، محيط طباطبايي، عباس فيض، شيخ حسين قمي آشنايي داشت. وي جهت تحقيقات ارتباط نزديك با آيت الله شيخ عبدالكريم حايري، آيت الله بروجردي، آيت الله مرعشي نجفي، استاد شهيد مرتضي مطهري و سيد محمد بيرجندي (تدين) و... داشت و از ديدگاه‌هايشان استفاده مي كرد.

همچنين با دانشمندان خارج از كشور مكاتبه مي كرد تا از آراي آنها بهره‌مند گردد؛ معروف‌ترين آنها عبارتند از: آيت الله هبةالدين حسيني شهرستاني، سيد محمدمهدي موسوي اصفهاني، دكتر طه حسين، آيت الله سيد محمد قزويني، آيت الله شيخ محمدهادي كاظميني و دكتر سيد مصطفي و...

تدريس

استاد ابوالقاسم سحاب، از همان سنين نوجواني در كنار تعليم، تدريس هم مي كرد. در سن 10 سالگي در مكتبخانه ملا حسين به نوآموزان درس مي داد؛ در سن 16 سالگي به مدت سه سال در شهرستان تفرش در تنها مدرسه ابتدايي كه خود تأسيس كرده بود، مشغول تدريس شد.

خود وي در اين زمينه مي نويسد: «در شانزده سالگي، پدر خواست تا براي من اشتغالي در تفرش باشد و سرگرمي داشته باشم و به مسافرت من به تهران يا نقطه ديگري راضي نمي شد. لذا وادار به امر معلمي و تدريس در تفرش نموده و دبستاني به سبك قديم و جديد تقريباً ترتيب داده و عده‌اي از اطفال را به تربيت و تعليم مشغول شدم».

وي هنگامي كه به تهران هجرت كرد، تدريس را ادامه داد و به ترتيب در مدرسه آليانس فرانسه، دبستان تدين و مدرسه كماليه به شغل شريف معلمي اشتغال داشت. در سال 1336ق. با تأييد وزير معارف و اوقاف جهت تدريس در دوره متوسطه معرفي شد و در دبيرستان قريب و شاهدخت تهران به تدريس پرداخت و در تاريخ 1338ق. در دانشسراي دختران به تعليم و تربيت دختراني همت گمارد كه قرار بود در آينده هر كدام، شغل معلمي را برگزينند.

دريافت نشان دانش

جديت و تلاش خستگي ناپذير استاد در امر تدريس، تأليف و تحقيق سرانجام باعث شد كه در سال 1320ش. به دريافت نشان درجه يك و در سال 1324ش. به دريافت نشان دو علمي كشور، از سوي وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه، نايل شود.

خدمات فرهنگي

استاد سحاب، خدمات زيادي در عرصه فرهنگ كشور انجام داد كه به بعضي از آنها اشاره مي شود:

  1. تأسيس دبستان به سبك قديم و جديد در تفرش، سال 1284ش. در اين دبستان، پسر و دختر به تحصيل اشتغال داشتند. اين دبستان، نخستين مركزي بود كه دختران از نقاط دور جهت تحصيل در آنجا مي آمدند.
  2. تأليف بيش از هفتاد كتاب و رساله علمي
  3. تأسيس كلاس اكابر در تهران
  4. همكاري با مطبوعات و نگارش مقالات در نشريات آن روز همچون: طوفان هفتگي، تهران، ستاره جهان، شفق سرخ، عصر گلشن و...
  5. تأسيس و افتتاح دو باب مدرسه در روستاي فم و طرخوران از توابع شهرستان تفرش با همكاري اهالي منطقه در سال 1306ش.
  6. استاد با هدف تقويت اتحاد مسلمين و تفاهم بين ملتهاي اسلامي با «دارالتقريب مذاهب اسلامي» ارتباط داشت و مورد توجه آن مركز قرار گرفت. همچنين با «مكتب امام امیرالمومنین علیه السلام» در نجف نيز ارتباط تنگاتنگي برقرار كرد.

مشاغل

شغل اصلي ايشان از سنين نوجواني تا اواخر عمر، امر مقدس تدريس علوم معمول در دبستان و دبيرستانها بوده است؛ ولي علاوه بر آن مشاغل ديگري نيز داشت كه به بعضي از آنها اشاره مي شود:

  1. رياست اداره معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه نهاوند
  2. عضو هيئت ممتحنه مدارس ابتدايي مركز
  3. معاونت كتابخانه ملي تهران
  4. مدير دفتر دانشسراي تهران
  5. مدير داخلي مجله علم و تربيت
  6. كارمند وزارت ماليه
  7. مدير اداره محاسبات وزارت معارف و اوقاف
  8. مسئول تحرير تصديق نامه هاي مدارس
  9. رياست مدرسه وزارت معارف و اوقاف نهاوند
  10. منشي گري محاسبات وزارت معارف

تأليفات

استاد سحاب، از جواني شروع به نوشتن كرد كه حاصل تلاش يك عمر تحقيق، تأليف بيش از هفتاد جلد كتاب و رساله علمي در زمينه‌هاي مختلف است. نوشته‌هاي استاد در يك تقسيم كلي، صرفنظر از موضوع به چهار دسته تقسيم مي شود:

الف) كتب چاپي:

  1. زندگاني حضرت سيدالشهداء امام حسين بن علي علیه السلام (2جلد، 717صفحه): تاكنون سه بار چاپ شده است كه آخرين چاپ در سال 1375ش به وسيله انتشارات سحاب كتاب، انتشار يافته است؛ شامل مقدمه و هشت باب مي باشد و به زندگي و سير حركت امام حسين علیه السلام به كربلا، وقايع روز عاشورا و رخدادهاي بعد از عاشورا پرداخته است.
  2. زندگاني حضرت امام علي بن موسي الرضا علیه السلام (3جلد): جلد اول و دوم آن را چاپ دانش منتشر كرده و درباره زندگي امام رضا علیه السلام، سير حركت ايشان از مدينه به مرو، حوادث و رخدادهاي مرو در زمان حضور و شهادت امام رضا علیه السلام است. جلد سوم كه هنوز انتشار نيافته به خصوصيات ابنيه و آثار تاريخي مشهد، جغرافياي خراسان و بناي حرم مطهر پرداخته است.
  3. تاريخ عصر جعفري يا زندگاني حضرت امام صادق علیه السلام (2 جلد): اين اثر را چاپ دانش و علمي منتشر كرده است. استاد در اين كتاب درباره شخصيت امام جعفرصادق علیه السلام، كرامات، ياران و در بخش پاياني درباره قيام ابومسلم نوشته است.
  4. زندگاني حضرات عسكريين (حضرت امام علي النقي و امام حسن عسکری علیه السلام) و تاريخچه سامرا (2جلد): تاكنون سه بار به طبع رسيده است.
  5. زندگاني امام جواد علیه السلام.
  6. زندگاني حضرت امام موسي بن جعفر علیه السلام (2 جلد)، 329 صفحه كه در سال 1333ش منتشر شد.
  7. زندگاني شاه عباس كبير: «بنگاه مربي» آن را در سال 1325 ش. به چاپ رساند. اين كتاب به استناد منابع معتبر داخلي و خارجي، درباره تاريخ زندگي شاه عباس كبير يكي از مقتدرترين شاهان صفويه در سال 1324ش تأليف گرديده است.
  8. مدرسه عالي سپهسالار: اين كتاب درباره زندگي سپهسالار، چگونگي تأسيس مدرسه سپهسالار و سير تحولات آن و شرح زندگي متصديان امور مدرسه و مسجد، نگارش يافته و صورت وقفنامه سپهسالار را نيز درج كرده است.
  9. هنر اسلامي.
  10. فرهنگ خاورشناسان (358صفحه): اين كتاب تاكنون دوبار به چاپ رسيده و به نام «فرهنگ نوين» يا «تراجم مستشرقين» نيز مشهور است. موضوع كتاب، شرح حال سياحان غربي است كه به ايران سفر كرده و اكتشافاتي انجام داده يا آثاري نگاشته‌اند.

ب) آثار غيرچاپي:

  1. دايرة المعارف بزرگ اسلامي (دست نويس، 7جلد): اين كتاب به شرح حال دانشمندان و بزرگان قرن اول تا چهاردهم مي‌پردازد.
  2. كتاب فرهنگ نام بزرگان (دست نويس، 2 جلد): به شرح حال و آثار اجمالي دانشمندان از قرن اول هجري تا چهاردهم هجري مي‌پردازد.
  3. تذكره دانشكده يا تذكرة الاسامي (دست نويس، 1جلد): اين كتاب در واقع به عنوان منبع تكميلي دوره دائرةالمعارف بزرگ اسلامي مي باشد.
  4. كتاب شرح حال وزراي ايران، از عليقلي ميرزا اعتضادالسلطنه تا دكتر محمود حسابي، (دست نويس، 154صفحه)
  5. تاريخ خجسته يا تاريخ زندگاني من (دست نويس در 4 دفتر و 750صفحه): استاد در اين كتاب علاوه بر نگارش شرح حال خود، به وقايع مهم ايران (از جمله انقلاب مشروطيت) و جهان نيز كه مصادف با زندگي اش بوده، پرداخته است.
  6. ديوان اشعار
  7. رياض الادب
  8. تاريخ عمومي قرن چهاردهم هجري
  9. رسالة الذهبية في سلسلة السادات العلوية من أهالي تفرش (تاريخ انساب تفرش): استاد در اين كتاب، خانواده هاي سادات تفرش را معرفي و اسامي اولاد و احفاد ايشان را تا سال تأليف كتاب (1328ش)، ذكر كرده است.
  10. زندگاني حضرت امام حسن مجتبي علیه السلام (نسخه خطي)
  11. چكامه مازندران (15صفحه)
  12. نامه‌ها و چكامه‌هايي كه در آن حوادث تاريخي به صورت ماده تاريخ آمده است.
  13. تاريخ تربيت عمومي در جهان (60صفحه)
  14. پيدايش اختلاف بين امين و مأمون (105صفحه)
  15. راهنماي نوآموزان (46صفحه)
  16. رساله اتحاد مذاهب و فرق با يگانگي پارسيان (20صفحه)
  17. سفرنامه عتبات عاليات به همراه مدايح ائمه اطهار علیهم السلام (به فارسي و عربي)
  18. برگزيده‌اي از قرآن کریم، نهج البلاغه و احاديث
  19. شرح حال آقا صادق تفرشي
  20. گلچين سحاب؛ اشعار و قطعات سروده شده توسط استاد
  21. كتاب درسي تاريخ ايران براي مقطع ابتدايي
  22. اسلام در آفريقا (نيمه تمام)
  23. ديوان اشعار آقا صادق تفرشي طبرخواني معروف به هجري
  24. ديوان اشعار آقا محمد مؤمن تفرشي

ج) كتاب‌هاي ترجمه شده:

  1. ترجمه تاريخ قرآن اثر علامه ابوعبدالله زنجاني
  2. ترجمه تاريخ و جغرافياي مختصر مکه معظمه و مناسك حج. تاكنون دوبار به زيور چاپ آراسته گرديده است. اين كتاب درباره تاريخ ايجاد مكه معظمه، جغرافياي شهر مكه و توضيح و شرح اعمال حج تأليف گرديده است. كتاب فوق اثر دانشمند مصري، حافظ عامربيك مي باشد.
  3. ترجمه رساله حي بن يقطان
  4. ترجمه رسالة السقيفه، اثر علامه محمدرضا مظفر: كتاب مذكور درباره اختلاف امت در تعيين خليفه پس از وفات حضرت رسول اكرم صلی الله علیه و آله نگارش يافته است. وي 150 نسخه از اين كتاب را براي حضرت آيت الله العظمي بروجردي فرستاد تا بين طلاب علوم ديني قم تقسيم شود.
  5. ترجمه رساله بيداري امت در اثبات رجعت: اثر آيت الله سيد محمدمهدي اصفهاني كه در سال 1331 ش. در 94 صفحه به وسيله چاپ علمي منتشر شده است.
  6. تاريخ نقاشي در ايران: اين اثر ارزشمند كه به سير تحول نقاشي در ايران مي پردازد، ترجمه كتاب التصوير في الاسلام عندالفرس، اثر دكتر زكي محمدحسن مي باشد و تاكنون چاپ سحاب آن را سه بار منتشر كرده است.
  7. ترجمه رسالة الثقلان
  8. ترجمه احوال و آثار ابن سينا
  9. خلق و اخلاق غزالي، ترجمه كتاب احياءالعلوم اثر غزالي
  10. ترجمه هزار حديث نبوي
  11. راه رستگاري (انيس الابرار)(133 صفحه)
  12. ترجمه منهاج النجاة فيض كاشاني، با عنوان راه رستگاري(139صفحه)
  13. ترجمه تاريخ عمومي، از متن فرانسه
  14. ترجمه شرح حال حسن صباح
  15. ترجمه حساب و هندسه، از متن فرانسه
  16. ترجمه تاريخ حبشه
  17. ترجمه جغرافياي كارپنتر (آسيا)، از متن انگليسي
  18. توحيد مفضل، اثر ملا محمدباقر مجلسي(35 صفحه)

د) مقالات مطبوعاتي:

اين نويسنده و محقق گرانقدر مقالات زيادي در روزنامه‌ها و هفته‌نامه‌ها به تحرير درآورد كه به برخي اشاره مي شود:

  1. «روح ديانت در اسلام»، نوردانش، ش41، 1327/4/10
  2. «شعراي گمنام (سلسله مقالات)» مجله يادگار، شماره 6-7
  3. «قيافه اسلام در نقاط مختلف جهان»، اثر محمود خيرالدين حافظ ترجمه استاد سحاب، نور دانش، شماره‌هاي متعدد
  4. «دموكراسي در اسلام»، نوردانش، ش34، 1328
  5. «انتباه مسلمين جهان»، نوردانش، ش12 و 19، 1326
  6. «كتاب و كتابخانه» مجله آموزش و پرورش، ش7
  7. «پزشكان پيشين اسلام و ايرانيان در طب جديد» راه نو، ش1، 1323

رخدادهاي زمان استاد

در طول شش دهه زندگي استاد، ايران نظاره‌گر وقايع مهمي بود كه به اجمال به مهمترين آنها اشاره مي شود:

  1. ترور ناصرالدين شاه به هنگام تحصيل وي در مكتبخانه در سن هفت سالگي
  2. وقوع خشكسالي و قحطي
  3. صدور فرمان مشروطيت
  4. مرگ مظفرالدين شاه و تاجگذاري محمدعلي شاه
  5. به توپ بسته شدن مجلس به امر لياخوف روسي و پديده استبداد صغير كه بر ايران حاكم شد.
  6. خلع محمدعلي شاه از سلطنت به علت شدت جريان مشروطه خواهي و تاجگذاري احمدشاه
  7. تغيير رژيم شاهنشاهي قاجار به پهلوي و تاجگذاري رضاخان
  8. جنگ جهاني دوم و اشغال ايران توسط متفقين
  9. خلع رضاخان از سلطنت و تاجگذاري محمدرضا شاه
  10. كودتاي آمريكايي 28 مرداد 1332

ويژگي‌ها

1. جامعيت:

از لابه لاي مطالب پيش گفته، روشن شد كه استاد ابوالقاسم سحاب، جامع علوم، فنون و هنرهاي مختلفي بوده است. او علوم متداول زمان خود همچون: فقه، اصول، كلام، فلسفه و حكمت را آموخته بود. عشق و علاقه به تدريس از او مدرسي توانا ساخته بود؛ اما به كار كشاورزي و باغباني نيز مي پرداخت و تا حد امكان، مشكلات روستاي زادگاهش را برطرف مي ساخت. در خط و شعر هم تبحر داشت و همچنين كتب فرانسه و انگليسي را به زبان فارسي ترجمه مي كرد. به امور حسابداري و منشي گري تسلط كامل داشت. برخورداري از علوم گوناگون باعث شد در امر سياست گذاري آموزش و پرورش ايران، نقش مهمي ايفا كند و در بسياري موارد از طرف وزارت معارف و اوقاف، مأمور تأليف كتب درسي دانش آموزان شود.

2. در محضر قرآن:

عشق به خداوند در سراسر زندگي استاد نمايان بود؛ به همين علت در طول زندگي با وجود مشغله فراوان و تأليف كتب مختلف، از تلاوت كلام الهي غافل نبود و همواره جانش را از زلال وحی سيراب مي ساخت. قرآن كريم، از نگاه او كتاب چگونه زيستن بود و با آن انسي ديرين داشت و در سال چند بار آن را ختم مي كرد.

در پشت جلد قرآن خانگي اش نوشته است: «اين كلام الله مجيد پس از اين كه مدت 45 سال مورد تلاوت و استفاده اين بنده اميدوار به مغفرت حضرت آفريدگار بود، در اثر مرور زمان اوراق شده بود. لذا در اين تاريخ، 17 ربيع الاول 1367 ق. به صحافي آن مبادرت نمود و اميدوار است كه مادام العمر به تلاوت و ختم آن كه در هر سال لااقل شش بار يا بيشتر موفق گرديدم و پس از من، اخلاف و احفاد من از تلاوت و عمل به آن كوتاهي ننموده، در هر حال خداي را حاضر و ناظر بشمارند و قرآن مجيد را كتاب محكم الهي بدانند و به احكام و دستورات آن عمل و پيروي كنند».

3. عشق به عترت:

استاد به ائمه اطهار علیهم السلام ارادت خالصانه اي داشت؛ اين موضوع به خوبي از آثار و تأليفات وي كه بيشتر درباره زندگي معصومين علیهم السلام است، آشكار مي گردد.

حضرت آيت الله مرعشي نجفي در نامه‌اي خطاب به استاد ابوالقاسم سحاب مي نويسد: «حقيقتاً ارادت غائبانه دارم نظر به مساعي جميله سركار در نشر فضايل اهل بيت وحي و تنزيل و نوشتن زندگاني آنها، از خداوند سبحان مسئلت مي نمايم توفيقات حضرت عالي را افزون و مستدام بدارد».

استاد هر سال در شهرستان تفرش به مناسبت ايام محرم، مراسم روضه خواني تشكيل مي داد. علاقه‌اش به آستان مقدس حضرت معصومه سلام الله علیها چنان بود كه وصيت نمود كتابهاي شخصي اش، اعم از چاپي و خطي را در صندوقي گذارند و به كتابخانه آستانه حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها اهداء كنند.

وفات

استاد ابوالقاسم سحاب، پس از نزديك به 60 سال تحقيق، تدريس و تأليف در سپيده دم 21 دي ماه 1335 و به سن 62 سالگي و در اثر بيماري قلبي و فشارخون به ديار باقي شتافت و جامعه علمي كشور را در اندوه فرو برد.

آيت الله مرعشي نجفي قدس سره بر پيكر آن فقيد سعيد، نماز اقامه نمود و سپس نمازگزاران، رحمت الهي را براي آن مرد خستگي ناپذير در راه تحصيل علم از بارگاه خداوند متعال، خواستار شدند. سپس پيكر وي با هماهنگي و همكاري آقاي مصباح، توليت آستانه مقدسه حضرت معصومه سلام الله علیه در صحن آيينه، مقابل بارگاه آن حضرت، كنار حوض به خاك سپرده شد.

فرزندان

استاد ابوالقاسم سحاب در سن 20 سالگي و در ذی القعده سال 1324 ق با دختر خاله‌اش، معصومه خانم ازدواج كرد كه ثمره آن، شش دختر و يك پسر به نام عباس مي باشد. استاد عباس سحاب، پدر جغرافيا و كارتوگرافي (نقشه كشي) نوين ايران، در سوم دي ماه 1300 ش. متولد شد. از چهار سالگي به مكتب‌خانه رفت و خواندن و نوشتن را فراگرفت.

وقتي پدرش از تفرش به تهران هجرت كرد و در آنجا ساكن شد در مدرسه كماليه تحصيل را ادامه داد و مراحل پيشرفت را يكي پس از ديگري طي كرد.[۳] وي در رشته جغرافي و كارتوگرافي به حد كمال رسيد و متبحر گرديد؛ به طوري كه با تلاش و كوشش 700 قطعه نقشه از مكانهاي مختلف تهيه كرد كه گنجينه تاريخ كارتوگرافي ايران است. استاد عباس سحاب در كارتوگرافي صاحب سبك بوده و تنها عضو انجمن كارتوگرافي جهان I.C.A است.

مهمترين فعاليتهاي وي چنين است:

  1. تأسيس مؤسسه جغرافيايي و كارتوگرافي سحاب
  2. سفر به تمام نقاط ايران و تهيه نقشه‌هاي دقيق از آن مناطق
  3. طراحي اولين كره جغرافيايي به زبان فارسي
  4. طراحي نخستين اطلس جغرافي و اطلس جهان در عصر فضا

وي سرانجام در تاريخ 14/1/1379 ش. زندگي را بدرود گفت.[۴]

پانویس

  1. يكي از شعراي بنام تفرش.
  2. تاريخ زندگاني امام حسين علیه السلام، ص1، چاپ سحاب، 1375ش.
  3. زندگينامه استاد عباس سحاب، چاپ سحاب، 1380ش.
  4. سالنامه تفرش، 1381ش.

منابع

  • علي احمدي، ستارگان حرم، جلد 15، صفحه 161-178.
  • محمد ملاحسینی، ابوالقاسم سحاب، روزنامه همشهری، جمعه 22 دی 1391، در دسترس در همشهری آنلاین، بازیابی: 13 اردیبهشت 1393.