آیه 14 سوره هود

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

فَإِلَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمَا أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ وَأَنْ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ

مشاهده آیه در سوره


<<13 آیه 14 سوره هود 15>>
سوره : سوره هود (11)
جزء : 12
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

پس هرگاه کافران جواب شما را ندادند در این صورت بدانید که این کتاب به علم خدا نازل شده و دعوتش این است که هیچ خدایی جز آن ذات یکتای الهی نیست، پس آیا شما مردم تسلیم (حکم خدا و رسول) خواهید شد؟

پس اگر آنان دعوت شما را اجابت نکردند [که هرگز اجابت نمی کنند] بدانید که آنچه نازل شده به دانش خداست وهیچ معبودی جز او نیست، پس آیا تسلیم [حق] می شوید؟

پس اگر شما را اجابت نكردند، بدانيد كه آنچه نازل شده است به علم خداست، و اينكه معبودى جز او نيست. پس آيا شما گردن مى‌نهيد؟

پس اگر شما را اجابت نكردند، بدانيد كه قرآن به علم خدا نازل شده و نيز هيچ خدايى جز او نيست. آيا تسليم مى‌شويد؟

و اگر آنها دعوت شما را نپذیرفتند، بدانید (قرآن) تنها با علم الهی نازل شده؛ و هیچ معبودی جز او نیست! آیا با این حال، تسلیم می‌شوید؟

ترجمه های انگلیسی(English translations)

And if they do not respond to you - then know that the Qur'an was revealed with the knowledge of Allah and that there is no deity except Him. Then, would you [not] be Muslims?

"If then they (your false gods) answer not your (call), know ye that this revelation is sent down (replete) with the knowledge of Allah, and that there is no god but He! will ye even then submit (to Islam)?"

معانی کلمات آیه

«فَإِن لَّمْ یَسْتَجِیبُوا لَکُمْ ...»: مرجع ضمیر (و) در این فعل به (مَنْ) در آیه قبلی، یعنی مدعوّین مشرکان جهت یاری ایشان برمی‌گردد، و ضمیر (کُمْ) به خود مشرکان مخاطب، امّا اگر مرجع (و)، مشرکان مخاطب، و مرجع (کُمْ)، پیغمبر و مؤمنان باشد، معنی چنین می‌شود: اگر مشرکان دعوت شما مسلمانان را اجابت نکردند و حاضر نشدند لااقل ده سوره همانند این سوره‌ها را بیاورند، شما مؤمنان بدانید که این ضعف و ناتوانی نشانه آن است که این آیات از علم الهی سرچشمه گرفته است، و .... «أُنزِلَ بِعِلْمِ اللهِ»: نازل شده است با دانش خدا نه با دانش محمّد یا دیگران.

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)


فَإِلَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّما أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ وَ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ «14»

پس اگر از عُهده‌ى اجابت (درخواست) شما برنيامدند، بدانيد آنچه كه نازل شده، به علم خداست واينكه معبودى جز اونيست، پس آيا (در اين صورت) تسليم مى‌شويد؟!

نکته ها

كفّار به پيامبر صلى الله عليه و آله تهمت مى‌زدند كه قرآن را نزد كسى فرا گرفته است: «فَهِيَ تُمْلى‌ عَلَيْهِ» «2» قرآن به آنان پاسخ مى‌دهد كه منشأ اين كتاب، علم الهى است، نه املاى ديگران، گاهى نيز مى‌گفتند: قرآن از خود اوست، لكن ديگران به او كمك كرده‌اند. «أَعانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ» «3» اين آيه پاسخ همه‌ى آن تهمت‌هاست.


«2». فرقان، 5.

«3». فرقان، 4.

جلد 4 - صفحه 33

پیام ها

1- سرچشمه‌ى قرآن، علم بى‌نهايت الهى است. «أَنَّما أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ»

2- قرآن حدس و فرضيه يا خيال و انديشه بشرى نيست، بلكه بر اساس علم خداوند است. «أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ»

3- قرآن محدود به زمان، مكان، نژاد و نسل خاصّى نيست، چون بر اساس علم خداوند است. «أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ»

4- اسرار قرآن، همچون علمِ بى‌نهايت خداوند نامتناهى است. «أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ»

5- كفر و ترديد دشمنان، سبب تزلزل شما در حقّانيّت قرآن و وحدانيّت خداوند نشود. فَإِنْ لَمْ يَسْتَجِيبُوا ... أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ وَ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



فَإِلَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّما أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ وَ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ «14»

فَإِلَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكُمْ‌: پس اگر اجابت نكردند اين كفّار شما مؤمنان را به اتيان ده سوره مثل قرآن براى معارضه. يا خطاب به پيغمبر و ضمير جمع براى تفخيم شأن آن حضرت است. يعنى: اگر اجابت ننمودند تحدّى تو را به قرآن به آوردن ده سوره مثل آن. يا خطاب به مشركين است، يعنى: پس اگر اجابت نكردند شما را كسانى كه به مساعدت و معاونت طلب نموديد، مهيا نساختند براى شما معارضه را، هر آينه البته اقامه حجت بر شما شده و اعجاز قرآن ظاهر

جلد 6 - صفحه 36

آمده. «1» فَاعْلَمُوا أَنَّما أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ‌: پس بدانيد جز اين نيست كه نازل شده قرآن به علم خاصّه الهى و كسى ديگر بر آن قادر نيست. يا بدانيد كه خداى تعالى عالم است به قرآن، و آگاه شويد كه قرآن حق است و منزل از جانب او.

يا بدانيد قرآن به علم ازلى الهى تأليف يافته در اعلى درجه، و احدى قادر بر معارضه آن نخواهد بود. و آن علم به مصالح و حكم بندگان است در معاش و معاد تا انقراض عالم دنيا. بنابراين ثابت باشيد بر علم و يقين به شأن قرآن. وَ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ: و استقامت ورزيد در توحيد، به اين كه نيست در عالم وجود خدائى مستحق پرستش و ستايش مگر ذات اقدس الهى كه عالم است به آنچه غير او نداند و قادر است به آنچه غير او نتواند. فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ‌: پس آيا هستيد شما ثابت بر اسلام؟ (ممكن است استفهام به داعى امر باشد) يعنى ثابت باشيد بر اسلام، چون اعجاز قرآن نزد شما محقق و مسلم آمد.

تنبيه: آيه شريفه دليل واضحى است بر اعجاز قرآن. زيرا چون ثابت شد كه حضرت نبوى صلّى اللّه عليه و آله بعد از سبّ الهه آنان و ايعاد به كشتن و اسيرى در مقام تحدّى برآمد؛ و به تواتر مسلّم است كه ايشان حريص‌ترين مردم بودند در ابطال امر قرآن به حدى كه بذل مال و جان نمودند، و اگر به اتيان سوره‌اى مثل قرآن قادر بودند، هرآينه عدول به حرب و قتل و امور شاقه نمى‌كردند؛ و اين اقوى دليلى است بر عجز ايشان. چه با قدرت بر معارضه به چنين امر آسانى اقدام مى‌نمودند.

تبصره: قوله: «فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ» نوعى است از تهديد نسبت به مسلمانان بدين تقرير كه وقتى مبين شد براى شما صدق قول حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و زياد گرديد بصيرت و اطمينان و طمأنينه، هرآينه واجب شد بر شما زيادتى در اخلاص و طاعت و تسليم امر سبحانى. از كلام بزرگان است: خوشا به حال كسى كه عبادت خداى را نمايد و غير را منظور ندارد به سبب آنچه بيند از زخارف دنيا و مشتهيات آن. و فراموش نكند ذكر الهى را به قلب و لسان به‌

«1» تفسير مجمع ج 5 ص 147.

جلد 6 - صفحه 37

سبب آنچه بشنود از صداى ملاهى و لذات دنيا و شبهات مضله و آراء فاسده. و محزون نشود به آنچه عطا شده به غير، از اسباب زندگانى.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى‌ إِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ جاءَ مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّما أَنْتَ نَذِيرٌ وَ اللَّهُ عَلى‌ كُلِّ شَيْ‌ءٍ وَكِيلٌ «12» أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِعَشْرِ سُوَرٍ مِثْلِهِ مُفْتَرَياتٍ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ «13» فَإِلَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّما أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ وَ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ «14»

ترجمه‌

پس شايد تو ترك كننده باشى بعضى از آنچه را وحى ميشود بتو و تنگ ميشود بآن سينه‌ات كه ميگويند چرا فرستاده نشد براى او گنجى يا نيامد با او فرشته‌اى جز اين نيست كه تو بيم دهنده‌اى و خدا بر هر چيزى كار گذار است‌

يا ميگويند افتراء بسته آن را بگو پس بياوريد ده سوره مانند آن در حاليكه افتراء بسته شده باشند و بخوانيد هر كه را بتوانيد از غير خدا اگر باشيد راستگويان‌

پس اگر اجابت نكردند مر شما را پس بدانيد كه نازل نشده است مگر بر طبق دانش خدا و آنكه نيست خدائى مگر او پس آيا شما ثابتان در اسلاميد.

تفسير

گفته‌اند پيغمبر اكرم از قرائت بعضى از آيات قرآن كه مشتمل بر لعن و سبّ اهل شرك و آلهه آنها بود خود دارى ميفرمود براى دفع شرّ و آزار آنها و آنكه مبادا از باب ياوه گوئى و هرزه سرائى بر سبيل استهزاء و سخريّه بگويند چرا خداوند گنجى از براى محمّد از آسمان نازل نكرد كه مانند پادشاهان براى خود تهيّه لشگر و اسلحه نمايد و محتاج بكمك مردم نباشد يا چرا با او ملكى نفرستاد كه تصديق او را نمايد و مردم قهرا معتقد برسالت او شوند و ايمان آورند لذا خداوند انشاء احتمال فرمود نه براى ترديد كه منافى با علم است بلكه براى افاده آنكه با اين سيره جاى اين احتمال است و نبايد بآن ادامه داد و دلتنگ از اقوال و اعمال آنها شد و اهميّت به قبول و ردّ مردم داد بلكه بايد رسول بوظيفه خود كه ابلاغ و انذار است عمل نمايد خواه قبول و اطاعت كنند خواه استهزاء و ردّ چون خداوند حافظ و نگهبان و نگهدار بندگان و عالم به احوال و افعال و اقوال آنها است خير را به اهلش ميرساند و شرّ را از او دفع ميفرمايد و جزاى افعال و اقوال را خواهد داد پس در كلّيه امور توكّل بحقّ و بى اعتنائى بخلق واجب و لازم است و اين خطاب براى آنستكه آنها مأيوس شوند از اينكه بتوانند به اين ياوه سرائيها جلوگيرى از اجراء غرض الهى نمايند و بدانند كه پيغمبر اكرم جدّا مأموريّت به انجام وظيفه دارد و الا ساحت مقدّس نبوى منزّه است از ملاحظه بيجا و مسامحه در اداء وظيفه و جهل بآن و در كافى از امام‌

جلد 3 صفحه 65

صادق عليه السّلام روايت شده است در شأن نزول اين آيه كه پيغمبر بامير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه من از خدا خواستم ميان من و تو دوستى اندازد اجابت فرمود و خواستم ميان من و تو برادرى قرار دهد قرار داد و خواستم تو را وصى من فرمايد فرمود پس دو نفر از قريش گفتند و اللّه يك صاع از خرما در خيك پوسيده محبوب‌تر است نزد ما از آنچه محمّد از خدايش خواسته پس چرا از خدا نخواست كه فرشته‌اى فرستد براى معاونت او در دفع دشمنانش يا گنجى بفرستد كه رفع فقر و فاقه خود را بآن نمايد و اللّه هيچ حقّ و باطلى را از خدا نخواست مگر آنكه اجابت نمود ملتمس او را پس اين آيه نازل شد و قمّى ره و عيّاشى ره نيز قريب باين معنى را روايت نموده‌اند و عيّاشى بر حديث خود علاوه نموده است كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بعد از نماز با صوت بلند دعا كرد و همه شنيدند در باره امير المؤمنين عليه السّلام كه خدايا دوستى و محبّت على را در دلهاى اهل ايمان و هيبت و عظمت او را در دلهاى اهل نفاق جاى ده و ظاهرا مراد از اهل نفاق همان دو نفر و اتباع آن دو هستند از قبيل سوّمى و چهارمى و امثال آنها و نيز عيّاشى ره از زيد بن ارقم روايت نموده كه جبرئيل امين بر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نازل شد بولايت على بن- أبي طالب عليه السّلام در شب عرفه و آنحضرت از ترس تكذيب اهل نفاق در اين امر به مضيقه افتاد و جماعتى را كه من هم در آنها بودم احضار فرمود و مشورت كرد كه در موسم حج بمردم ابلاغ فرمايد ما ندانستيم چه بگوئيم و گريان شد جبرئيل عرض كرد از ابلاغ امر الهى به جزع آمدى حضرت فرمود خير ولى خدا ميداند كه من از قريش چه چيزها ديدم وقتى كه اقرار برسالتم ننمودند تا مرا امر بجهاد فرمود و لشگر آسمانى بياريم فرستاد حال چگونه اقرار بولايت على عليه السّلام بعد از من مينمايند پس جبرئيل منصرف شد و صعود و نزول كرد و اين آيه را نازل نمود حقير عرض ميكنم ظاهرا بين اين روايت و روايات سابقه تنافى نباشد بلكه هر يك مؤيّد ديگرى است چون احتمال قوى دارد كه شب عرفه بعد از صعود جبرئيل پيغمبر اكرم آن فرمايش را كه در روايت كافى و غيره اوّلا نقل شد براى امتحان اصحاب فرموده باشد و بعد از اظهار آن دو نفر جبرئيل نزول و آيه را نازل نموده باشد و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دعا فرموده و منتظر تكميل شرائط ابلاغ بوده تا روز هيجدهم ذو الحجّه كه مأموريّت خود را انجام داده است و انصاف آنستكه مناسب با اين خطاب عتاب آميز اين امر مهمّ است نه آيات مشتمله‌

جلد 3 صفحه 66

بر سب و شتم بت پرستان و آلهه آنها كه در قرآن بسيار است با آنكه توقع معجز بيجا و ياوه سرائى آنها هميشه بوده و هيچگاه مورد اعتناء پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نبوده و حقير به تبع مفسّرين اوّلا تقرير و تقريب نمودم و در آيه دوم اشاره شده است بآنكه اگر كفّار يا منافقان واقعا طالب معجزه‌اند و قرآن را كه بزرگترين معجزه باقيه تو است منكرند كه از نزد خدا باشد و ميگويند تو آنرا از پيش خود انشاء و جعل نمودى و بدورغ نسبت بخدا دادى بگو شما كه عرب فصيح بليغ تحصيل كرده تاريخ دانيد ده سوره مانند قرآن در فصاحت و بلاغت و حسن نظم و ترتيب و اشتمال بر مواعظ و نصائح و حكم و معارف و قصص و حكايات از پيش خود انشاء و جعل نمائيد با كمك يكديگر و هر كس را هم كه بتوانيد از فصحاء و بلغاء و دانشمندان ساير ملل دعوت كنيد براى معاونت و شركت در اين مقصود جز خدا اگر راستگو هستيد در اين نسبت كه بمن ميدهيد چون لازمه اين ادّعاء شما آنستكه بتوانيد مانند يك سوره يا ده سوره يا تمام قرآن انشاء و جعل نمائيد پس عدد ده خصوصيّتى ندارد لذا در جاى ديگر بمثل و سوره تحدّى و طلب شده است بلى چون عدد كامل است حسن دارد كه از باب مثال ذكر شود و در آيه سوم خطاب به اهل ايمان شده است براى وجود حضرت ختمى مرتبت در رأس ايشان به اين تقريب كه اگر بعد از اين تحدّى و طلب كفّار اجابت ملتمس شما را ننمودند بدانيد كه قادر نيست بر آوردن چنين كلامى احدى جز خدا و نازل نشده است قرآن جز از بحر علم محيط الهى و ثابت شويد در اسلام و دين حقّ و اعتناء نكنيد بهرزه گوئى و ياوه سرائى كفّار و اهل نفاق و محتمل است خطاب در اين آيه متوجّه بآنها باشد يعنى اگر اجابت ننمودند ساير ملل شما را در دعوتى كه از آنها نموديد براى معاونت خودتان در معارضه با قرآن بدانيد كه نازل از طرف خدا است و دست از دين باطل خود برداريد و موحّد و مسلمان شويد ..

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


فَإِلَّم‌ يَستَجِيبُوا لَكُم‌ فَاعلَمُوا أَنَّما أُنزِل‌َ بِعِلم‌ِ اللّه‌ِ وَ أَن‌ لا إِله‌َ إِلاّ هُوَ فَهَل‌ أَنتُم‌ مُسلِمُون‌َ «14»

‌پس‌ ‌اگر‌ نتوانستند ده‌ سوره‌ مثل‌ قرآن‌ بياورند و اجابت‌ نتوانستند بكنند ‌از‌ ‌براي‌ ‌شما‌ ‌يعني‌ ‌هر‌ ‌که‌ ‌را‌ دعوت‌ كرديد و استطاعت‌ داشتيد بدعوت‌ ‌آنها‌ و نتوانستند اجابت‌ كنند ‌پس‌ بدانيد ‌که‌ منحصرا ‌اينکه‌ قرآن‌ مجيد نازل‌ ‌شده‌ بعلم‌ الهي‌ و ‌از‌ جانب‌ ‌او‌ ‌است‌ و اينكه‌ الهي‌ نيست‌ جز ذات‌ مقدس‌ ‌او‌ ‌پس‌ آيا ‌شما‌ ‌با‌ ‌اينکه‌ معجزه‌ بزرگ‌

جلد 11 - صفحه 21

اسلام‌ ‌را‌ قبول‌ ميكنيد.

فَإِلَّم‌ يَستَجِيبُوا لَكُم‌ استجابت‌ قبول‌ اجابت‌ ‌است‌ و قبول‌ فرع‌ توانايي‌ ‌است‌ و كسي‌ ‌که‌ قدرت‌ ‌بر‌ اجابت‌ ندارد نميتواند قبول‌ كند مثل‌ اينكه‌ ‌اگر‌ ‌شما‌ مريضي‌ ‌که‌ قدرت‌ ‌بر‌ حركت‌ ندارد دعوت‌ كني‌ ‌براي‌ قله‌ كوهي‌ نميتواند قبول‌ كند و اجابت‌ كند.

فَاعلَمُوا علم‌ يقيني‌ ‌که‌ هيچگونه‌ ريب‌ و شكي‌ ‌در‌ ‌او‌ راه‌ ندارد أَنَّما أُنزِل‌َ بِعِلم‌ِ اللّه‌ِ تعبير بعلم‌ اللّه‌ اشاره‌ باينست‌ ‌که‌ جزو مفتريات‌ نيست‌ ‌از‌ روي‌ علم‌ و حكمت‌ و مصلحت‌ نازل‌ ‌شده‌ علاوه‌ ‌از‌ آنكه‌ معجزه‌ ‌است‌ و ‌غير‌ ‌خدا‌ قادر ‌بر‌ ‌آن‌ نيست‌ داراي‌ جميع‌ مصالح‌ فردي‌ و اجتماعيست‌ و خالي‌ ‌از‌ ‌هر‌ گونه‌ نقص‌ و عيب‌ ‌است‌ وَ أَن‌ لا إِله‌َ إِلّا هُوَ زيرا ‌اگر‌ قادر متعالي‌ و الهي‌ ‌غير‌ ‌او‌ ‌بود‌ آنهم‌ ميتوانست‌ مثل‌ ‌آن‌ ‌را‌ بياورد فَهَل‌ أَنتُم‌ مُسلِمُون‌َ ‌پس‌ ‌با‌ ‌اينکه‌ دليل‌ روشن‌ و برهان‌ محكم‌ و حجت‌ قاطعه‌ ايمان‌ ميآوريد و تسليم‌ ميشويد ‌ يا ‌ آنكه‌ باز ‌از‌ روي‌ عصبيت‌ و عناد و تقليد آباء زير بار نميرويد ‌يعني‌ بايد اسلام‌ بياوريد.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 14)- «اما اگر آنها دعوت شما مسلمانان را اجابت نکردند (و حاضر نشدند لااقل ده سوره همانند این سوره‌ها بیاورند) بدانید (این ضعف و ناتوانی نشانه آن است که قرآن) تنها با علم الهی نازل شده» (فَإِلَّمْ یَسْتَجِیبُوا لَکُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّما أُنْزِلَ بِعِلْمِ اللَّهِ).

«و (نیز بدانید که) هیچ معبودی جز خدا نیست» و نزول این آیات معجز نشان دلیل بر این حقیقت است (وَ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ).

«آیا با این حال در برابر فرمان الهی شما ای مخالفان تسلیم می‌شوید»؟ (فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ).

آیا با این که از شما دعوت به مبارزه کردیم و عجر و ناتوانیتان در برابر این دعوت ثابت شد جای تردید می‌ماند که این آیات از طرف خداست.

دو آیه فوق بار دیگر اعجاز قرآن را تأکید می‌کند و می‌گوید: این یک سخن عادی نیست، بلکه وحی آسمانی است که از علم و قدرت بی‌پایان خداوند سر چشمه گرفته، و به همین جهت تحدی می‌کند و تمام جهانیان را به مبارزه می‌طلبد.

سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید:

تفسیر های فارسی

ترجمه تفسیر المیزان

تفسیر خسروی

تفسیر عاملی

تفسیر جامع

تفسیر های عربی

تفسیر المیزان

تفسیر مجمع البیان

تفسیر نور الثقلین

تفسیر الصافی

تفسیر الکاشف

پانویس

منابع