آیه 11 سوره صف

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به: ناوبری، جستجو
مشاهده آیه در سوره

تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ ۚ ذَٰلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ

مشاهده آیه در سوره


<<10 آیه 11 سوره صف 12>>
سوره : سوره صف (61)
جزء : 28
نزول : مدینه

ترجمه های فارسی[ویرایش]

به خدا و رسول او ایمان آرید و به مال و جان در راه خدا جهاد کنید، که این کار (از هر تجارت) اگر دانا باشید برای شما بهتر است.

به خدا و پیامبرش ایمان آورید، و با اموال و جان هایتان در راه خدا جهاد کنید؛ این [ایمان و جهاد] اگر [به منافع فراگیر و همیشگی آن] معرفت و آگاهی داشتید، برای شما [از هر چیزی] بهتر است؛

به خدا و فرستاده او بگرويد و در راه خدا با مال و جانتان جهاد كنيد. اين [گذشت و فداكارى‌] اگر بدانيد، براى شما بهتر است.

به خدا و پيامبرش ايمان بياوريد، و در راه خدا با مال و جان خويش جهاد كنيد. و اين براى شما بهتر است، اگر دانا باشيد.

به خدا و رسولش ایمان بیاورید و با اموال و جانهایتان در راه خدا جهاد کنید؛ این برای شما (از هر چیز) بهتر است اگر بدانید!

ترجمه های انگلیسی(English translations)[ویرایش]

[It is that] you believe in Allah and His Messenger and strive in the cause of Allah with your wealth and your lives. That is best for you, if you should know.

That ye believe in Allah and His Messenger, and that ye strive (your utmost) in the Cause of Allah, with your property and your persons: That will be best for you, if ye but knew!

معانی کلمات آیه[ویرایش]

«تُؤْمِنُونَ بِاللهِ وَ ...»: خبر مبتدای محذوف (هِیَ) است.

نزول[ویرایش]

سعید بن جبیر گوید: وقتى که آیه 10 این سوره نازل گردید، عده اى مى گفتند: اگر مى دانستیم که این تجارت چگونه تجارتى است. هر آینه اموال و فرزند و اهل خود را در راه آن مى بخشیدیم سپس این آیه نازل گردید.[۱]

تفسیر آیه[ویرایش]

تفسیر نور (محسن قرائتی)[ویرایش]


يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى‌ تِجارَةٍ تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ «10»

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! آيا شما را بر تجارتى كه از عذاب دردناك (قيامت) نجاتتان دهد، راهنمايى كنم؟

تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ «11»

به خدا و رسولش ايمان آوريد و با اموال و جان‌هايتان در راه خدا جهاد كنيد كه اين براى شما بهتر است، اگر بدانيد.

تفسير نور(10جلدى)، ج‌9، ص: 616

يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ يُدْخِلْكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَ مَساكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ «12»

(در اين صورت،) خداوند گناهان شما را مى‌آمرزد و به باغ‌هايى كه نهرها از زير آنها جارى است و خانه‌هاى دل پسند در بهشت‌هاى جاودان واردتان مى‌كند. اين رستگارى بزرگى است.

نکته ها

در آيه قبل، غلبه دين اسلام بر ساير اديان وعده داده شد، ولى تحقق اين وعده سه شرط لازم دارد:

الف) قانون كامل و جهانى كه همان قرآن است، نورى كه خداوند آن را كامل كرده و هيچ كس قدرت خاموش كردنش را ندارد.

ب) وجود رهبر معصوم كه حضرت مهدى، بقيّة اللّه و ذخيره الهى است.

ج) آمادگى مردم كه در اين آيه مطرح شده است.

اين آيات، هم وزن آيه 111 سوره توبه است كه مى‌فرمايد: إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ ...

در تجارت چند فرض وجود دارد:

1. تجارت بد: «بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ» «1»

2. تجارت بدون سود: «فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ» «2»

3. تجارت كم سود: «مَتاعُ الدُّنْيا قَلِيلٌ» «3»

4. تجارت زيان بار: «إِنَّ الْخاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ»* «4»

5. تجارت بسيار زيان بار: «إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ» «5»

6. تجارت رسوا: «الْخُسْرانُ الْمُبِينُ»* «6»


«1». بقره، 90.

«2». بقره، 16.

«3». نساء، 77.

«4». زمر، 15.

«5». عصر، 2.

«6». حج، 11.

جلد 9 - صفحه 617

7. تجارت راكد: «تَخْشَوْنَ كَسادَها» «1»

8. تجارت مستمرّ و بادوام: «تِجارَةً لَنْ تَبُورَ» «2»

9. تجارت نجات بخش: «تِجارَةٍ تُنْجِيكُمْ» «3»

10. تجارت سودآور: «تجارة مربحة» «4»

حضرت على عليه السلام مى‌فرمايد: قيمت شما بهشت است، پس خودتان را ارزان نفروشيد:

«ليس لانفسكم ثمن الا الجنة فلا تبيعوها الا بها» «5»

دنيا، تجارت‌خانه اولياى الهى است: «الدنيا متجر اولياء الله» «6» جالب آن كه حضرت على عليه السلام اين سخن را به كسى فرمود كه از دنيا بدگويى مى‌كرد.

در تجارت با خداوند، ما سرمايه را از خود او مى‌گيريم و با قيمت گزاف به خودش مى‌فروشيم.

در فرهنگ اسلام براى بسيارى از امور مادّى، مشابه معنوى نيز وجود دارد. براى مثال:

الف) خوراك مادّى: «كُلُوا مِنَ الطَّيِّباتِ» «7»

خوراك معنوى: «فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى‌ طَعامِهِ» «8» كه امام عليه السلام مى‌فرمايند: «الى علمه» «9» يعنى، ببيند چه مى‌آموزد.

ب) لباس مادّى: «سَرابِيلَ تَقِيكُمُ»* «10»

لباس معنوى: «وَ لِباسُ التَّقْوى‌ ذلِكَ خَيْرٌ» «11»

ج) زينت مادّى: «خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ» «12»

زينت معنوى: «حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ» «13»


«1» توبه 24

«2» فاطر 29

«3» صف 10

«4» نهج البلاغه خطبه 193

«5» بحار ج 70 ص 132

«6» نهج البلاغه حكمت 131

«7» مومنون 51

«8» عبس 24

«9» رجال كشى ج 4 ص 3

«10» نمل 81

«11» اعراف 26

«12» اعراف 31

«13» حجرات 7

جلد 9 - صفحه 618

د) سفر مادّى: «وَ إِنْ كُنْتُمْ عَلى‌ سَفَرٍ» «1»

سفر معنوى: «إِنَّكَ كادِحٌ إِلى‌ رَبِّكَ كَدْحاً» «2»

ه) رزق مادّى: «مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَكُمْ»* «3»

رزق معنوى: «و ارزقنى حج بيتك الحرام» «4»

و) شيرينى مادّى: «حلاوة الدنيا» «5»

شيرينى معنوى: «حلاوة الايمان» «6»، «حلاوة ودك» «7»

ز) پاداش مادّى: جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ* ... «8»

پاداش معنوى: «وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ» «9»

ح) پدر مادّى: «وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ» «10»

پدر معنوى: «أنا و على ابوا هذه الامة» «11»

ط) هجرت مادّى: «وَ هاجَرُوا»* «12»

هجرت معنوى: «وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ» «13»

در حديث مى‌خوانيم كه على عليه السلام فرمود: أنا التجارة المربحة المنجية من العذاب الاليم التى دل الله عليها فى كتابه فقال‌ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى‌ تِجارَةٍ ... «14» من همان تجارت پرسودى هستم كه باعث نجات از عذاب اليم است همان كه خداوند در قرآن به آن اشاره كرده است.


«1». بقره، 283.

«2». انشقاق، 6.

«3». بقره، 22.

«4». دعاى ماه رمضان.

«5». نهج‌البلاغه، حكمت 251.

«6». بحار، ج 87، ص 201.

«7». بحار، ج 90، ص 147.

«8». بقره، 25. (27 بار در قرآن آمده است).

«9». توبه، 72.

«10». بلد، 3.

«11». بحار، ج 36، ص 11.

«12». انفال، 72.

«13». مدّثر، 5.

«14». تفسير كنز الدقائق.

جلد 9 - صفحه 619

پیام ها

1- مردم را با عنوان و لقب ايمانى آنها مخاطب قرار دهيم. «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا»

2- بايد ابتدا در مردم آمادگى ايجاد كنيم و يكى از راه‌هاى آن، طرح سؤال است. «هَلْ أَدُلُّكُمْ»

3- تجارت، نياز به راهنما دارد. «هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى‌ تِجارَةٍ»

4- تجارت معنوى براى همه قابل درك نيست، فقط مؤمنان به خدا اين معنا را درك مى‌كنند. يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ‌ ...

5- انسان فطرتاً به دنبال سود است، آن هم سودى ثابت و پايدار. «هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى‌ تِجارَةٍ تُنْجِيكُمْ»

6- سود واقعى، نجات از قهر الهى است. «تِجارَةٍ تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ»

7- دفع خطر، مهم‌تر از جلب منفعت است. «تِجارَةٍ تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ»

8- تجارت، تنها در امور دنيوى نيست. تِجارَةٍ ... تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ‌

9- پيروى از پيامبران، تجارت پر سود است. تِجارَةٍ ... تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ‌

10- ايمان، درجات مختلفى دارد. يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ... تُؤْمِنُونَ‌

11- در تبليغ دين، از عناوين و موضوعات مورد توجّه مردم بايد استفاده كرد.

موضوع تجارت و كسب درآمد مورد نظر همه است، لذا ايمان به خدا، به عنوان يك تجارت پر سود مطرح مى‌شود. تِجارَةٍ ... تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ‌

12- ايمان، تنها باور قلبى نيست، تلاش و جهاد لازم دارد. تُؤْمِنُونَ‌ ... تُجاهِدُونَ‌

13- ايمان به خدا همراه با ايمان به رسول است و جهاد با مال همراه با جهاد با جان. تُؤْمِنُونَ‌ ... تُجاهِدُونَ‌ ...

14- ايمان و جهاد موسمى و فصلى و مقطعى كارساز نيست، تداوم لازم دارد. تُؤْمِنُونَ‌ ... تُجاهِدُونَ‌ ... (فعل مضارع نشانه دوام و استمرار است.)

15- ايمان سطحى سرچشمه‌ى كارهاى مهم نمى‌شود، ايمان كامل لازم است. يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ... تُؤْمِنُونَ‌ ... تُجاهِدُونَ‌

جلد 9 - صفحه 620

16- ايمان بر عمل مقدّم است. تُؤْمِنُونَ‌ ... تُجاهِدُونَ‌

17- حفظ دين، برتر از حفظ مال و جان است و بايد براى حفظ دين، از مال و جان گذشت. «تُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ»

18- جهاد از هيچ فردى برداشته نمى‌شود، گاهى با مال، گاهى با جان و گاهى با مال و جان بايد جهاد كرد. تُجاهِدُونَ‌ ... بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ‌

19- در دستورات، از كار سبك‌تر شروع كنيم تا به كارهاى سنگين‌تر برسيم.

(جهاد با مال قبل از جهاد با جان آمده است). «بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ»

20- ارزش كارها به اخلاص است. «فِي سَبِيلِ اللَّهِ»

21- چه بسا تلخى‌ها كه به نفع ما باشد ولى ما ندانيم. تُجاهِدُونَ‌ ... خَيْرٌ لَكُمْ‌

22- انسان فطرتاً به دنبال خير و سعادت است و خداوند وعده رسيدن به آن را داده است. «ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ»

23- بهشت را به بها دهند نه بهانه. تُؤْمِنُونَ‌ ... تُجاهِدُونَ‌ ... يُدْخِلْكُمْ جَنَّاتٍ‌

24- عمل كامل، پاداش كامل را در پى دارد. (در اين آيات، مسئله ايمان به خدا و رسول و جهاد با مال و جان از يك سو و مغفرت همه گناهان و ورود در بهشت و فوز بزرگ از سوى ديگر مطرح شده است.) يَغْفِرْ لَكُمْ‌ ... جَنَّاتٍ‌ ... مَساكِنَ‌ ... ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ‌

25- دريافت الطاف الهى، به پاك بودن و پاك شدن نياز دارد. (اوّل مغفرت، بعد بهشت و رستگارى بزرگ). يَغْفِرْ لَكُمْ‌ ... يُدْخِلْكُمْ‌ ... ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ‌

26- انسان در ميان عذاب اليم و فوز عظيم قرار دارد كه با معامله‌اى با خدا، از عذاب رها مى‌شود و به فوز مى‌رسد. تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ‌ ... ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ‌

تفسير نور(10جلدى)، ج‌9، ص: 621

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)[ویرایش]



تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ «11»

تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ‌: ايمان بياوريد به خدا و رسول او، وَ تُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ‌: و جهاد كنيد در راه خدا با كافران، بِأَمْوالِكُمْ‌: به مالهاى خود، كه صرف زاد و راحله و اسلحه مجاهدان كنيد، وَ أَنْفُسِكُمْ‌: و به نفسهاى خود كه متعرض حرب و قتل شويد، ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ‌: آنچه مذكور شد از ايمان به خدا و رسول و جهاد، بهتر است مر شما را از معاملات رابحه، إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ‌: اگر هستيد كه دانيد طريق نجات حقيقى را، يعنى اگر عالم شويد به خيريت ايمان‌

جلد 13 - صفحه 154

و جهاد و معتقد شويد به اينكه آن مؤدى است به فائده و نفع دائمى كه آن فوز به ثواب و نجات از عقاب است.

تبصره: بزرگان بيان فرموده‌اند: جملات انشائيه كه به صورت اخبار بيان مى‌شود، اشعار است به آنكه مذكورات از جمله چيزهائى است كه واجب الامتثال است به هيچ وجه جايز نيست كه ترك شود. و مبالغه‌اى است كه گويا بندگان آن را امتثال و بجا آورده‌اند، و حق تعالى به آن امر اخبار مى‌فرمايد.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)[ویرایش]


يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى‌ تِجارَةٍ تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ «10» تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ «11» يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ يُدْخِلْكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَ مَساكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ «12» وَ أُخْرى‌ تُحِبُّونَها نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِيبٌ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ «13» يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا أَنْصارَ اللَّهِ كَما قالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ لِلْحَوارِيِّينَ مَنْ أَنْصارِي إِلَى اللَّهِ قالَ الْحَوارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصارُ اللَّهِ فَآمَنَتْ طائِفَةٌ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ وَ كَفَرَتْ طائِفَةٌ فَأَيَّدْنَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلى‌ عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظاهِرِينَ «14»

ترجمه‌

اى كسانيكه ايمان آورديد آيا دلالت كنم شما را بر تجارتى كه برهاند شما را از عذاب دردناك‌

ايمان بياوريد بخدا و پيغمبرش و كارزار كنيد در راه خدا بمالها و جانهاتان اين بهتر است براى شما اگر بدانيد

ميآمرزد براى شما گناهانتان را و داخل ميكند شما را در بهشتهائيكه جارى است در آنها نهرها و مسكنهائى پاكيزه در بوستانهاى اقامتگاه دائمى اينست كاميابى بزرگ‌

و علاوه بر آن نعمت ديگرى كه دوست ميداريدش كه نصرتيست از خدا و فتحى نزديك و مژده ده مؤمنان را

اى كسانيكه ايمان آورديد باشيد ياوران خدا همچنانكه گفت عيسى پسر مريم به اصحاب خاص خود كيانند ياوران من بسوى خدا گفتند اصحاب خاص او مائيم ياوران خدا پس ايمان آوردند گروهى از بنى اسرائيل و كافر شدند طائفه‌اى پس بتأييد خود ظفر داديم آنانرا كه ايمان آوردند بر دشمنانشان پس گرديدند غلبه كنندگان.

تفسير

گفته‌اند بعد از نزول آيه اوّل كه معناى آن ظاهر و عنايت و لطفى است از خدا بر بندگان و طلبى بصورت سؤال مسلمانان به پيغمبر اكرم عرضه داشتند اگر ما ميدانستيم آن تجارت چيست از اموال و اولاد و جانهاى خودمان در


جلد 5 صفحه 198

تحصيل آن دريغ نمينموديم پس آيه دوم نازل شد و قمّى ره نيز اين معنى را از امام باقر عليه السّلام نقل نموده و مفاد آن آنستكه آن تجارت ايمان بخدا و پيغمبر او و جهاد در راه خدا است بمالهاتان و جانهاتان كه از انفاق در راه خدا و جنگ با دشمنان او دريغ ننمائيد و اينكه از مصدر بصورت مضارع تعبير فرموده ظاهرا براى تأكيد در طلب آنست كه فرض تحقّق آن شده و اين تجارت بهتر از تجارتهاى دنيوى است اگر مردم بدانند نتائج باقيه آنرا و در صورتى كه موفّق شوند بچنين تجارتى ميآمرزد خدا براى آنها گناهان گذشته آنانرا و داخل ميفرمايد ايشانرا در بهشتهائيكه از كنار درختان آنها نهرهاى آب شيرين و گوارا جارى است و در منازل و عمارات پاك و پاكيزه‌اى كه در بوستانهاى هميشه بهار بى‌زوال براى ايشان بنا شده از انواع جواهر جاى گزين ابدى خواهند بود و اين كاميابى بزرگ است نه نعيم موّقت مشوب بآلام دنيا و نعمت ديگرى كه در اين صورت خداوند بايشان مرحمت ميفرمايد كه آنرا دوست دارند چون طالب نقدند نصرت الهيّه و فتح نزديكى است كه نصيب آنان خواهد شد كه گفته‌اند فتح مكه بوده و قمى ره آنرا باين فتح و فتح قائم عليه السّلام تفسير فرموده و بعضى بفتح ايران و روم و ساير فتوحات اسلامى حمل نموده‌اند و ظاهرا خداوند بشارت باهل ايمان داده فتحى را كه منتظر و مشتاق بآن بودند و بزودى انجاز فرموده وعده خود را تا ظاهر شود بر آنها صدق مواعيد او و آن فتح مكّه و امثال آنست كه در آيات سابقه ترغيب بجهاد براى آن شده و در آيه اخيره ميفرمايد اى اهل ايمان يارى نمائيد خدا را بيارى دين او و لشگر خدا باشيد و اطاعت نمائيد پيغمبر خودتان را در امر بجهاد چنانچه حضرت عيسى بخواص اصحاب خود كه حواريّون خوانده شدند و در سوره آل عمران تفسير آن گذشت فرمود كيانند ياران و لشگريان من با توجه بيارى خدا و تقرّب بسوى او گفتند مائيم ياوران خدا بيارى تو پس گرويدند بآنحضرت دسته‌ئى از بنى اسرائيل و اقرار نمودند به نبوّت و عصمت و طهارت او و مادرش و منكر شدند دسته‌اى از آنها تمام مراتب مذكوره را پس خداوند تأييد فرمود اهل ايمان باو را كه پيروان حقيقى او و مسلمانانند بغلبه دادن بر دشمنانشان كه يهودند


جلد 5 صفحه 199

و او و مادرش را متّهم نمودند پس صبح كردند گروندگان باو در عالم با آنكه غالب بودند بر معاندين خودشان در ثواب الاعمال و مجمع از امام باقر عليه السّلام نقل نموده كه كسيكه بخواند سوره صف را و مداومت بخواندن آن نمايد در نمازهاى واجب و مستحب خود خداوند او را در صف ملائكه و انبياء مرسلين خود قرار خواهد داد و الحمد للّه رب العالمين و صلّى اللّه على محمد و آله الطاهرين.


جلد 5 صفحه 200

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)[ویرایش]


تُؤمِنُون‌َ بِاللّه‌ِ وَ رَسُولِه‌ِ وَ تُجاهِدُون‌َ فِي‌ سَبِيل‌ِ اللّه‌ِ بِأَموالِكُم‌ وَ أَنفُسِكُم‌ ذلِكُم‌ خَيرٌ لَكُم‌ إِن‌ كُنتُم‌ تَعلَمُون‌َ «11»

ايمان‌ بياوريد بخدا و ‌رسول‌ ‌خدا‌ و جهاد كنيد ‌در‌ راه‌ ‌خدا‌ باموال‌ ‌خود‌ و نفوس‌ ‌خود‌ ‌اينکه‌ ‌براي‌ ‌شما‌ بهتر ‌است‌ ‌از‌ زخارف‌ دنيوي‌ ‌اگر‌ بوده‌ باشيد دانشمند.

تُؤمِنُون‌َ بِاللّه‌ِ خطاب‌ بمؤمنين‌ ‌است‌ البته‌ اينها ايمان‌ بخدا داشتند و الا مؤمن‌ نبودند معلوم‌ ميشود ‌که‌ ‌اينکه‌ جمله‌ ‌غير‌ ‌از‌ شهادتين‌ ‌است‌.

اقول‌: ايمان‌ بخدا ايمان‌ بتوحيد ‌است‌ توحيد ذاتي‌ و صفاتي‌ و افعالي‌ و عبادتي‌ و نظري‌. توحيد ذاتي‌ اينكه‌ ذات‌ مقدس‌ ‌او‌ صرف‌ الوجود ‌است‌ هيچ‌ گونه‌ تركيبي‌ و اجزايي‌ ‌در‌ ساحت‌ قدس‌ ‌او‌ راه‌ ندارد زيرا مركبات‌ سه‌ قسم‌ ‌است‌ خارجي‌ و ذهني‌ و همي‌، مركب‌ خارجي‌ ‌اينکه‌ ‌است‌ ‌که‌ اجزاء خارجيه‌ داشته‌ ‌باشد‌ مثل‌ كليه اجسام‌ سماوي‌ و ارضي‌، مركب‌ ذهني‌ اينكه‌ ‌در‌ ذهن‌ يك‌ ‌ما ‌به‌ الاشتراك‌ دارد تعبير بجنس‌ ميكنند و يك‌ ‌ما ‌به‌ الامتيازي‌ تعبير بفصل‌ ميكنند، مثلا انسان‌ ‌را‌ ‌که‌ تصور ميكني‌ يك‌ جنبه اشتراكي‌ ‌با‌ حيوانات‌ و اجسام‌ دارد مي‌گويي‌ حيوان‌ نامي‌ جسماني‌ و يك‌ ‌ما ‌به‌ الامتياز دارد مي‌گويي‌ ناطق‌، تركيب‌ و همي‌ اينكه‌ ‌هر‌ شيئي‌ ‌را‌ تصور ميكني‌ و ‌لو‌ ‌ما ‌به‌ الاشتراك‌ نداشته‌ ‌باشد‌ مثل‌ ملك‌ و جن‌ ولي‌ وجودش‌ ‌غير‌ ‌او‌ ‌است‌ و لذا مي‌گويي‌ نبود ‌بود‌ شد ‌که‌ مركب‌ ‌از‌ ماهيت‌ و وجود ‌است‌ خداوند وجودش‌ ‌خود‌ ‌او‌ ‌است‌ ماهيت‌ ندارد، و لذا هميشه‌ وجوب‌ وجود ‌است‌ ازلا و ابدا هيچ‌ معقول‌ نيست‌ وجود عدم‌ شود ‌ يا ‌ عدم‌ وجود شود تناقض‌ ‌است‌ بلي‌ موجود معدوم‌ ميشود و معدوم‌ موجود مثل‌ سرتاسر ممكنات‌، اينست‌ ‌که‌ مي‌گويي‌ وجوب‌ وجود.

و اما صفاتي‌ اينكه‌ صفت‌ زائد ‌بر‌ ذات‌ ندارد ‌که‌ عارض‌ ‌بر‌ ذات‌ شود مثل‌

جلد 16 - صفحه 519

صفات‌ ممكنات‌ ‌اگر‌ صفتي‌ عارض‌ ‌بر‌ صرف‌ الوجود شود معلوم‌ مي‌شود ‌که‌ فاقد ‌اينکه‌ صفت‌ بوده‌ و مركب‌ ‌از‌ ذات‌ و صفت‌ ‌است‌، بلكه‌ صفات‌ الهي‌ انتزاعي‌ ‌است‌ منتزع‌ ‌از‌ ذات‌ ‌است‌ ‌يعني‌ ‌از‌ صرف‌ الوجود زيرا صرف‌ الوجود وجود علم‌ و قدرت‌ و حيات‌ و جميع‌ مراتب‌ وجود ‌است‌، لذا ‌از‌ امير المؤمنين‌ ‌است‌ ميفرمايد:

(و كمال‌ توحيده‌ نفي‌ الصفات‌ عنه‌ لشهادة ‌کل‌ صفة انها ‌غير‌ الموصوف‌ و ‌کل‌ موصوف‌ انه‌ ‌غير‌ الصفة فمن‌ وصفه‌ فقد قرنه‌ و ‌من‌ قرنه‌ فقد جزاه‌ و ‌من‌ جزاه‌ فقد جهله‌ و ‌من‌ جهله‌ فهو ‌في‌ حدّ الشرك‌ باللّه‌)

‌که‌ شرك‌ صفاتي‌ ميشود، و ‌در‌ شرح‌ منظومه‌ مي‌گويد: (التزامهم‌ بالقدماء الثمانية معروف‌).

و امّا توحيد افعالي‌ اينكه‌ امر خلق‌ و رزق‌ بدست‌ ‌او‌ ‌است‌ احدي‌ قدرت‌ ‌بر‌ خلق‌ و رزق‌ ندارد غاية الامر اسباب‌ هستند و افعال‌ الهي‌ تارة بدون‌ اسباب‌ ‌است‌ و تارة باسباب‌ و اسباب‌ ‌هم‌ بدست‌ ‌او‌ ‌است‌، بلكه‌ افعال‌ الهي‌ منحصر بخلق‌ و رزق‌ نيست‌ اماته‌ و احياء عزت‌ و ذلت‌ غني‌ و فقر صحت‌ و مرض‌ هدايت‌ و ارشاد نعمت‌ و بلاء و ساير افعال‌ ‌او‌.

و اما توحيد عبادتي‌ اينكه‌ ‌غير‌ ‌او‌ ‌را‌ شريك‌ ‌در‌ عبادت‌ قرار ندهد ‌که‌ مفاد كلمه طيبه (‌لا‌ اله‌ الّا اللّه‌) ‌است‌ و ‌در‌ حكم‌ شرك‌ عبادتي‌ رياء ‌در‌ عبادت‌ ‌است‌ ‌که‌ مبطل‌ عبادت‌ ‌هم‌ مي‌شود.

و اما توحيد نظري‌ اينكه‌ توكل‌ باو ‌در‌ جميع‌ امور و اميد باو و خوف‌ ‌از‌ ‌او‌ نظر باو و بس‌ وَ رَسُولِه‌ِ ‌اينکه‌ ‌هم‌ مجرد شهادت‌ برسالت‌ ‌او‌ نيست‌ ‌که‌ بدون‌ ‌او‌ ايمان‌ نيست‌، بلكه‌ چهار امر بايد ‌در‌ حق‌ ‌او‌ معتقد باشيد خاتميت‌ ‌که‌ دينش‌ باقي‌ ‌است‌ ‌تا‌ قيامت‌ و افضليت‌ ‌که‌ ‌بر‌ جميع‌ انبياء و اولياء و ملائكه‌ و ‌ما سوي‌ اللّه‌ افضل‌ ‌است‌ و بمعراج‌ جسماني‌ ‌با‌ همين‌ بدن‌ عنصري‌ و ‌به‌ اينكه‌ كتابش‌ ‌از‌ باء بسم‌ اللّه‌ ‌تا‌ سين‌ ‌النّاس‌ ‌از‌ جانب‌ حق‌ ‌بر‌ ‌او‌ نازل‌ ‌شده‌ وَ تُجاهِدُون‌َ فِي‌ سَبِيل‌ِ اللّه‌ِ بِأَموالِكُم‌ وَ أَنفُسِكُم‌ ‌در‌ نصرت‌ الهي‌ ‌که‌ مي‌فرمايد: يا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا إِن‌ تَنصُرُوا اللّه‌َ يَنصُركُم‌ وَ يُثَبِّت‌ أَقدامَكُم‌ ‌محمّد‌ (ص‌) آيه 8 و جهاد ‌في‌ سبيل‌ اللّه‌ منحصر بجهاد ‌با‌ مشركين‌ و كفار نيست‌ ‌در‌ معركه قتال‌، بلكه‌ جهاد ‌با‌ نفس‌ جهاد اكبر ‌است‌ و جهاد ‌در‌ دوره غيبت‌ بقلم‌ و بيان‌ و پند و اندرز و تحصيل‌ علم‌ دين‌ و احكام‌ و لذا تعبير بمجتهد

جلد 16 - صفحه 520

ميكنند و صرف‌ مال‌ ‌در‌ حفظ اسلام‌ و مسلمين‌ و اعلاء كلمه اسلام‌ و دفع‌ اعداء دين‌ و نشر كتب‌ ديني‌ و بناهاي‌ مذهبي‌ و ‌غير‌ اينها.

ذلِكُم‌ خَيرٌ لَكُم‌ إِن‌ كُنتُم‌ تَعلَمُون‌َ ‌براي‌ ‌شما‌ باقي‌ ميماند و بحيوة ابدي‌ نائل‌ مي‌شويد و ‌از‌ ثمرات‌ ‌اينکه‌ ايمان‌ و ‌اينکه‌ جهاد.

برگزیده تفسیر نمونه[ویرایش]


]

(آیه 11)- سپس به شرح آن تجارت پرسود پرداخته، می‌افزاید: «و آن این که به خدا و رسولش ایمان بیاورید و با اموال و جانهایتان در راه خدا جهاد کنید» (تؤمنون بالله و رسوله و تجاهدون فی سبیل الله باموالکم و انفسکم).

بدون شک خدا نیازی به این تجارت پرسود ندارد، بلکه تمام منافع آن دربست به مؤمنان تعلق می‌گیرد، لذا در پایان آیه می‌فرماید: «این برای شما (از هر چیز) بهتر است اگر بدانید» (ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون).

ایمان به پیامبر صلّی اللّه علیه و آله از ایمان به خدا جدا نیست، همان گونه که جهاد با جان، از جهاد با مال نمی‌تواند جدا باشد، و اگر می‌بینیم جهاد با مال مقدم داشته شده نه به خاطر آن است که از جهاد با جان مهمتر می‌باشد، بلکه به خاطر این است که مقدمه آن محسوب می‌شود چرا که ابزار جهاد از طریق کمکهای مالی فراهم می‌گردد.

پانویس[ویرایش]

  1. صحیح ترمذى و حاکم صاحب المستدرک.

منابع[ویرایش]