جامعیت مقاله متوسط
مقاله بدون شناسه یا دارای شناسه ضعیف است
عنوان بندی ضعیف
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

آيت‌الله سيد ابوالحسن انگجي

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon-computer.png
محتوای فعلی مقاله یکی از پایگاه های معتبر متناسب با عنوان است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)


آيت‌الله ابوالحسن انگجي فرزند آيت‌الله سيد محمد شيخ‌الشريعه تبريزي يکي از فقهاي نامدار و برجسته در «انگج» يکي از محلات تبريز سال 1282 ق به دنيا آمد. ادبيات فارسي و عربي، نجوم، فقه و اصول را در تبريز فراگرفت و از محضر درسي اساتيدي همچون "آفا ميرفتاح سرابي" و "ميرزا محمود اصولي" استفاده کرد. سپس سال 1304 ق جهت تکميل معلومات به نجف اشرف مشرف شد و از محضر تعدادي از مراجع و آيات وقت از جمله آقا شيخ محمدحسن مامقاني، فاضل ايرواني و حاج ميرزا حبيب‌الله رشتي بهره برد و در فقه و اصول به مرتبه اجتهاد رسيد.[۱]

در سال 1308 ق به تيريز مراجعت کرد و تا آخر عمر به تدريس و تأليف و انجام امور مردم مشغول شد. از صفات بارز ايشان سرسختي در امربه معروف و نهي از منکر و تبليغ در احکام اسلامي بود.[۲]

پس از نهضت مشروطيت از آن طرفداري کرد ولي پس از چندي با رويه مشروطه‌خواهان مخالفت ورزيد. اولين درگيري ايشان با حکومت رضاخان زماني آغاز شد که سرتيپ محمدحسين آيرم اميرلشکر تبريز در محل فرماندهي خود در روزهاي تاسوعا و عاشورا به طور علني به فسق مشغول شد، اين موضوع بر اهالي غيور و تبريز و روحانيون گران آمد و در نتيجه دست به تظاهرات و مخالفت زدند، انگجي نيز که از علماي مورد احترام مردم بود در نتيجه رفتار آيرم به کلي از حکومت مرکزي روي گرداند. به دستور شاه سپهبد اميراحمدي از تهران جهت رفع غائله به تبريز رفت و در اولين ملاقات با آيت‌الله از او خواست که در رفع اختلافات مساعدت کند، ايشان ضمن تقبيح اعمال زشت آيرم گفت: «من حاضرم که اين خانه‌ام بر سرم فرود آيد و آناً بميرم به شرطي که پاي رضا شاه از ايران کنده شود».[۳]

موضعگيري ديگر آيت‌الله در برابر تغيير لباس و قانون نظام اجباري بود که منجر به دستگيري و تبعيد ايشان به سمنان شد و پس از پايان تبعيد به حوزه درس خود بازگشت و مشغول تدريس گرديد.[۴]

از محضر ايشان جمع کثيري از مشاهير آيات عظام و مراجع حوزه علميه قم استفاده نموده‌اند که از جمله آنان شيخ محمدخياباني مي‌باشد. شيخ محمد پس از دوره سطح تصميم گرفت وارد دوره عالي تحصيل فقه و اصول گردد و به مرز اجتهاد گام نهد. بنابراين، سطح عالي فقه و اصول را نزد فقيه بزرگ ابوالحسن انگجي فراگرفت و در اين دو رشته از شاگردان برجسته و ممتاز حوزه درس ايشان گرديد به طوري که در اندک مدتي بر اثر حضور ذهن و تلاش و ممارست و مطالعه پيگير به مرز اجتهاد نزديکتر شد.[۵]

آيت الله انگجي کتابهايي در زمينه دروس مذهبي تأليف کرد که از جمله آنان مي‌توان به کتاب ازاحة‌الالتباس عن حکم المشکوک فيه من اللباس، رساله سؤال و جواب، کتاب الحج و... اشاره کرد. وفات ايشان در تاريخ 18 ذی القعده 1357 رخ داد و در تبريز به خاک سپرده شد.[۶]

پانویس

  1. مهدي مجتهدي، رجال آذربايجان در عصر مشروطيت، [بي.جا: بي نا]، 1327، ص181.
  2. عبدالرحيم عقيقي بخشايشي، مفاخر آذربايجان، ج1، تبريز: آذربايجان، 75-1374، ص286.
  3. حميد بصيرت‌منش، علما و رژيم رضاشاه، [تهران]: موسسه چاپ و نشر عروج، 1376، ص394-395.
  4. حسن مرسولند، زندگينامه رجال و مشاهير ايران، ج1، تهران: الهام، 1369، ص2-3.
  5. مصطفي قلي زاده، شيخ محمد خياباني: خروش حماسه‌ها، [تهران]: سازمان تبليغات اسلامي، مرکز چاپ و نشر، 1372، ص39-40.
  6. حسن مرسلوند، پيشين، ص 302-303.

منابع